عبد الله قطب بن محيى

494

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

كه زندهء جهان ، اى ولى من ! در عشق اگر بىجان شوى * جان و جهانت من بسم گر دزد دستارت برد * من رسم دستارى كنم اى ولى من ! ما اساس كار را نه بر مراد نهاده‌ايم ( بر نامرادى نهاده‌ايم ) اگر مراد پيش آيد چيزى است كه به راه بازيافته‌ايم و اگر نامرادى باشد ، آن خود بر اصل واقع است ، اى ولى من ! ما اين راه را به اعتماد خدا مىرويم و به قوّت او مستظهريم نه به قوّت خود ، چشم داريم تا مرحمت او چه مىكند « انتظار الفرج عبادة » گفته‌اند ، انتظارى مىكشيم تا چه پيش آيد . اى ولى من ! درى ديگر نداريم كه اگر اين در نگشايند آن در بكوبيم ، به همه حال درى مىكوبيم ، اى ولى من ! حقى پيش كسى نداريم كه به ناز آن را بجوييم يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ « 1 » نيازمند و محتاج و دردمند و بىعلاج افتاده‌ايم ، اى ولى من ! ما بنده‌ايم ، بنده را بندگى بايد كرد ، كار خداى ، خدا داند ؛ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ . « 2 » ( و السّلام على وليّى ) . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 206 - [ پشت بر خود كن و روى با خداى آر ] من عبد اللّه قطب الى وليّى و حبيب قلبى الامير ركن الدّين حسن ، جعله اللّه من الصّالحين . به خدا كه چون در آسمان نگرم و ابر و باران بينم مرا از آن ، آن روى نمايد كه ملوك

--> ( 1 ) . سوره فاطر ، آيه 15 « اى مردم شما به خدا نيازمنديد و خداست كه بىنياز ستوده است » . ( 2 ) . سوره غافر ، آيه 44 « و كارم را به خدا مىسپارم ، خداست كه به [ حال ] بندگان بيناست » .